خطايى ، على اكبر
90
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
و در بالاى سراى به سفال پوشيها به فغفورى سبز در محل ديوانگاه مىنشينند بىغوغا و بىترك و تأخير . و در ماسواى ديوان و ديوانگاه [ در سراى ] اگر شرط ببندند نيابند ، شبهه « 1 » نيست كه طلسم است و يك سبب دعوى سليمانى خاقان را به ديوانگاه هر صباح حاضر شدن آن مرغان است . و در نهايت آن هفت دربند كوس عدل نهادهاند . و در ردف آن در هر دربندى يك كوس عدل نهادهاند ، و بر آن كوسها نگاهبانان موكل كردهاند ، و اگر كسى را ظلم [ رسيده بود ] بيايد و آن كوس كه بيرون هفت دربند است و آن مظلوم ظلم رسيده يك ضرب بنوازد . كه آواز آن كوس به دربند دوم رسد و موكل [ كوس ] دربند دوم بنوازد . آواز آن به سيوم رسد و در سيوم بنوازد به چهارم برسد و مثل هذا در پنجم و ششم و هفتم . نزد خاقان چين كوس عدل را يك ضرب بنوازند . اگر آن كوس عدل نواختن در محل ديوان بود بسيارى از امرا بودند كه عقلشان زائل شود و بعضى بيهوش شوند و بعضى بميرند از ترس . و گروه آن امرا كه شكايت از ايشان بود يعنى به كوس عدل نواختن جملهء ايشان دربند و حبس و قتل بروند . زيرا كه قانون بر آن طريق است . و كسى را زهرهء يك سر موى از قانون تجاوز كردن نباشد و مبالغه نيست - حقا كه بيان واقعى است - زيرا [ كه ] امرا از خاقان چين بغايت ترسانند ، و باقى خلق از امرا ترسانند ، و خردان « 2 » و خلق از كلانتران ترسانند . از براى آنكه قانون ايشان بغايت باريك است و نگاهداشت او لازم . حكايت [ يكى از امراى او را در ديوان در حضور خاقان . . . ] يكى از امراى او را در ديوان در حضور خاقان چپ و راست كمر او از هم وا « 3 » شد و كمر بر زمين افتاد و گيرند [ ه ] ها كه عسسان سر ديوانند او را گرفتند . خاقان
--> ( 1 ) - اصل : شبه ( 2 ) - س ، ق : خوردان ( 3 ) - سها : باز